#فصل اول :روزگاری خانه هامان سرد بودبردن نفت #زمستان #درد بوديک چراغ والور و يک گرد سوززيرکرسی با لحافی دست دوز#خانواده دور هم بودن همهدر کنار هم می آسودن همهروی سفره لقمه نانی #تازه بودروی خوش درخانه بی اندازه بودگر برای #مرد #زن #نامرد بودصد تفاوت بين زن تا مرد بودآن قديما #عاشقی يادش بخيرعطر و بوی رازقی يادش بخيرعصر پست و تلگراف و نامه بودروزگار خواندن شه نامه بودتبلت و لپ تاپ و همراهی نبودعصر #دلتنگی و بی تابی نبود فصل دوم :قلبهامان اندک اندک سرد شد#رنگ وروی زندگيمان زرد شدبينی خيلی کسا باطل شدندبا پروتز بعضيا خوشگل شدندعصر ساکشن آمد و لاغر شديمدر #خيال خود چقد بهتر شديمميوه هم گلخانه ای شد عاقبتآب هم پيمانه ای شد عاقبت فصل سوم :عصر نت شد عصر پی ام عصر چتعصر ايرانسل فراوانی خط عصر آدم های بد بی مايه شارژعصر #تلخ خودفروشی با يه شارژعصر مرفين و ترامادول ... دوابا کراک و شيشه رفتن به فضاعصر آقايان آرايش شدهعصر خانمهای پالايش شدهوای بر اين عصر تلخ بی کسی عصر تلخ استرس ... دلواپسی ...
عضو شوید
عضویت سریع
ازوب مارضایت دارید؟
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 537 بازدید دیروز : 113 بازدید هفته : 692 بازدید ماه : 661 بازدید کل : 123889 تعداد مطالب : 588 تعداد نظرات : 44 تعداد آنلاین : 1
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید